به اختیار خود گناه نکنیم

گناه

این ذهن است که از بدی، خوبی می سازد، فرد را بیچاره یا شادمان، توانگر یا تهیدست می سازد.

                                                                                                                                                   (ادموند اسپنسر)

 

گناهان قلبی

بعضی در اثر کمی دانش خیال می کنند گناهان قلبی اموری است غیر اختیاری و می گویند جلوگیری از آنها از توانائی بشر بیرون است. و بر این اساس مورد تکلیف و مؤاخذه الهی قرار نخواهند گرفت.

گوینده این حرف خیال کرده است «گناهان قلبی همان تصورهای ناروائی است که بی اختیار به ذهن انسان خطور می کند و نمی توان از آنها جلوگیری کرد و بدون تردید اینها مورد تکلیف و بازخواست نخواهد بود».

سوءظن و حسد چیزهائیست که در دل ثابت است و تحت اختیار است؛ یعنی، شخص می تواند مانع از جای گیری در دلش شود و یا پس از پیدایش آن می تواند بر طرفش سازد

مثلاً اگر ببینید شخص مسلمانی در کلانتری ایستاده، به دل تان می گذرد که این شخص متخلّف است و بوسیله پلیس دستگیر شده است. البته این تصور بدون اراده شماست؛ اکنون، می توانید این تصور ناروا را در دل جا دهید و به آن شخص بدبین شده و او را فاسق بدانید و در این حال به گناه قلبی که همان گمان بد به مسلمان است مبتلا شده اید. و در مقابل، می توانید فوراً آن تصور را از شیطان دانسته و کار مسلمان را حمل به صحت کنید؛ یعنی، بگوئید که شاید کار دیگری دارد و کسی را می خواهد ببیند و یا مانند آن؛ و بنابراین چیزی را در دل خود باقی نگذارید.

یا مثلاً نعمت تازه ای را در شخصی می بینید و به ذهن تان می گذرد که چرا این نعمت به او رسیده است. اگر فوراً این فکر را از شیطان دانستید و به نور ایمان و دانش، از خود دور کردید و با خود گفتید: «این نعمت را خدا به او داده و چنین صلاح دانسته است و ایراد به کار خدا کفر است و او قادر است مثل آن را به من بدهد»، در اینجا عیبی بر شما نیست و آن فکر، بخشوده شده است. اما اگر آن تصور را در دل جای دادید و آرزو کردید که آن نعمت از آن بیچاره گرفته شود، در این حال به گناه قلبی که حسد است مبتلا شده اید.

چنان که در هر یک از این دو مثال ملاحظه کردید، سوءظن و حسد چیزهائیست که در دل ثابت است و تحت اختیار است؛ یعنی، شخص می تواند مانع از جای گیری در دلش شود و یا پس از پیدایش آن می تواند بر طرفش سازد؛ اما تصور ابتدایی، هر چند کفر آمیز باشد چون اختیاری نیست گناهی ندارد.


وسوسه شیطان

در اصول کافی آمده است که در زمان رسول خدا (ص)، شیطان مردی را وسوسه کرد و گفت: «چه کسی تو را آفریده؟» گفت: «خدا»، شیطان گفت: «خدا را چه کسی را آفریده است؟» آن مرد از این وسوسه و فکر ناروا سخت ناراحت شد و نزد رسول خدا(ص) رفت و گفت: «هلاک شدم»، رسول خدا(ص) در پاسخ فرمود: «به خدا این محض ایمان است»؛ یعنی، همین ترس از هلاکت برای این فکر نابجا، دلیل ایمان و عین ایمان است.]برای درمان تصورات و افکار غلط، ذکر لااله الا الله، و در روایت دیگر، آمنا بالله و رسوله و لاحول و لاقوة الا بالله دستور داده شده است.


نتیجه گیری

گناهان قلبی غیر از خطورات است بلکه امور ثابتی است که جایش درون دل است و شخص می تواند آنها را در دل خود جای ندهد و اگر جا گرفت، از دلش بیرون کند.


منبع: دستغیب، سید عبدالحسین؛ قلب سلیم