ایران، وطن ما با هزاران سال دیرینه درخشان فرهنگ و تمدن، اما برای پایایی و مانایی در آینده به تلاش بسیار در زمینه کودکان و فرزندان نیاز دارد که پیش از هر چیز خانواده ها در این بین نقش اساسی بر عهده دارند. شاید اولین نکته ای که در باره سؤال بالا به ذهن متبادر می شود این باشد که مگر علاقه مند شدن به چیزی، می تواند با فشار بیرونی باشد؟ بدیهی است که ما در اینجا بر نقش آموزشی و جهت دهی به انگیزه ها و گرایش ها را تأکید داریم. اما مهمترین راهکارهایی که به عنوان پیشنهاد در این خصوص می توان ارائه کرد بر این پایه اند
۱) فرزندانمان را با تاریخ و تمدن جهان آشنا کنیم. این آشنایی به آنان نگرشی تازه می دهد.
۲) دیرینهٔ تمدنی و درخشندگی فرهنگی ایران را چه قبل و چه بعد از اسلام در نظرشان زنده نگه داریم و فرزندانمان را با تمدن هفت هزار ساله ایران آشنا کنیم تا خودشان مسؤلیت خود را در برابر آینده ایران دریابند.
۳) فرهنگ اجتماعی ما ایرانیان به دلایلی که پیش از این گفتیم به تنبلی، از زیر کار در رفتن و کم کاری بیشتر تمایل دارد، تا سخت کوشی و مسئولیت پذیری. باید برای اصلاح این روحیه که شدیداً با توسعه و پیشرفت در تضاد است تلاش کنیم.
۴) بیاموزیم و تلاش کنیم که فرزندانمان کارهای خود را با تکیه بر عقل و منطق پیش ببرند. تلاش کنیم عقل و منطق در کارها و تصمیمات آنها پررنگ باشد و لازمه این کار، منطقی بودن خودمان است. فراموش نکنیم که فرزندان ما آنگونه که هستیم تربیت می شوند نه آنگونه که می خواهیم.
۵) فراموش نکنیم که بزرگترین اشتباه، ترس از اشتباه کردن است. تا به بچه ها اجازه ابراز وجود، اشتباه کردن و آزمایش دنیای پیرامون خود را ندهیم، رشد نخواهند کرد. پدران و مادران و تمام مربیان دلسوز ایران، نباید به بهانه نظارت و کنترل بچه ها، «آزادی» را از آنان بگیرند. آزادی، دستاورد توسعه است و البته بدون آزادی نیز توسعه به دست نمی آید.