فرار به سوی خدا

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»(1)

هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.

به نقل از حاج محمد اسماعیل دولابی

/ 3 نظر / 17 بازدید
مسعود

جالب بود متشکرم از مطالب خوبتون

علی غفاری

سلام. آقای فولادی مرسی واقعا استفاده کردم. براستی این عارف بالله زیبا فرموده. www.ghafarfani.blogfa.comغفار فانی پردازش کننده سخنان عارف بالله شیخ اسماعیل دولابی(ره) بهمراه نقل های ایشان از کتاب طوبای محبت و دانلود 47 جلسه ایشان بصورت صوتی و تصویری و... همگی در وب معرفتیwww.ghafarfani.blogfa.comغفار فانی خوشحال میشم بیاین و نظر بدین الفانی:علی غفاری یا حق

سلام. آقای فولادی مرسی واقعا استفاده کردم. براستی این عارف بالله زیبا فرموده. www.ghafarfani.blogfa.comغفار فانی پردازش کننده سخنان عارف بالله شیخ اسماعیل دولابی(ره) بهمراه نقل های ایشان از کتاب طوبای محبت و دانلود 47 جلسه ایشان بصورت صوتی و تصویری و... همگی در وب معرفتیwww.ghafarfani.blogfa.comغفار فانی خوشحال میشم بیاین و نظر بدین الفانی:علی غفاری یا حق