به هم نخندیم با هم بخندیم

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

یه روز یه ترک

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد

جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،

فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو

برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.
 


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

یه روز یه رشتیه

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،

برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

یه روز یه لره بود،

کریم خان زند

ساده زیست ، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.



یه روز ما همه با هم بودیم.. ،

ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند

و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛



حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،

به همدیگه می خندیم،؟!!!

و اینجوری شادیم !!!!.. ؛

این از فرهنگ ایرونی به دور است.  پس با هم بخندیم نه به همدیگه.

/ 1 نظر / 7 بازدید
سید مجید

موفق باشی همه تن ناله و هجران، همه جا چشمۀ جوشان، چه غم از دیدۀ گریان، اگر آن یار بیاید، دل یاران برباید، دیده از غم بگشاید اگه دوست دارید ادامه این نثر موزون رو ببینید به وبلاگ من بیاید